|
زَمِ ستان
|
عصری از چهارراه که رد شدم ، توی پیاده رو عطر هاوایی پیچید و بوی زاهدان اومد! من نمیدونم چرا هیشکی ازعشق و عاشقیای زاهدان نمینویسه آخه!با اون مردای خوش چشم و ابرو و لباسای بلوچی، یاد چهارراه ... ، عباس خرسو میوه فروش همسایه که -"سدی" دختر عمه عکسشو کشیده بود روی دیوار با یه شکم گنده و کله کوچولو و دندونای فاصله دار - ، -عکسی که از دیدنش غش میکردی از خنده -!یاد همه و همه ی پسرای بلوچ و زابلی حول و حوش چهارراه ---- که واسشون اسم مستعار گذاشته بودیم یاد مَتن چکروتی هندی با موتور گازیش و اینکه نفهمیدیم چرا وقتی لباس سفید می پوشید خوش اخلاق بود و وقتی لباس سیاه می پوشید بد اخلاق ، یاد جوجه تیغی و نوچه هاش ، یاد درس عبرت ، آخ پدربزرگ متن با بلوز و شلوار خردلیش ! یاد نانوایی نزدیک خونه عمه که فاصله اش همش یه کوچه بودو ده دقیقه راه و ما ( منو خواهر میانه و دخی عمه ) واسه یه نون خریدن یکی دوساعتی پرسه میزدیم. یاد بابک که خط و نشون کشیده بود وحد ومرز - که از چهارراه رسولی به اون طرف از پاساز قائم به سمت چپ ، از مولوی به سمت راست و... نمیرین ها! و ما میگفتیم باااشه بابا! نمیرییییم! ولی میرفتیم. یاد شبی که عمه زنگ زد به نیروی انتظامی که آقا ! سرم رفت بسکه این پسرا فوبتال بازی کردن و توپو زدن به پنجره ها و مامان دوید بابک رو صدا زد که یهو نیاین ببرنش- دم نیروی انتظامیشونم گرم که اصلاً نیومدن-داداش کایکو، یاد حمید که اینقده از طبقه دوم واسش شکلک درآوردیم که واسه مون با دستش خط و نشون کشید و داد کشید الان میام به بزرگترتون میگم و اومد و ما از ترس لرزیدیم ولی هیچی هم به بزرگترمون نگفت. فقط به بابک فیلم دل رو داد و رفت ! و ما نشستیم و دل دیدیم.یاد تاسوکی که اسمشو خیلی دوس داشتم، یاد بند زهک،یاد شوهر عمه خدابیامرز که خیلی دوستمون داشت...
بخییییییییییییییییییییییییر
ویاد اون سرباز وظیفه 08 که ترانه برادر جان داریوش رو خیلی دوست داشت .
بخیرتر
رسیدم خونه ، عمه اونجا بود. نوستالژیهای زاهدان با شنیدن ترانه عشق من فرزین کامل شد.
تو رو از بین صدها گل جدا کردم
توسینه جشن عشقت رو بپا کردم
برای نقطه پایان تنهایی تو تنها اسمی بودی که صدا کردم
عشق من عشق من...
پ ن1 : از او ترانه هایی هست که بد جوری به دلم نشسته. مثل یاور همیشه مومن داریوش و یا تو هر گوشه این شهرسیاووش قمیشی
پ ن 2: بحمدالله و المنه که ما نه گوشی داریم و نه عکسای هییییچچ لامصبی. البته گوششی که داریم عکس لامصبی نداریم!
چ ن3: چرا بعضی از ترانه ها اینقده به دل میشینن؟!!واقعا چراااا عایا؟