زَمِ ستان

داداش کوچیکه مصداق عینی این عبارته که مردا هیچ وقت بزرگ نمیشن. از اونجایی که ایشون اخربن بچه خانواده هستند از همون بچگی پرتوقع و زیاده خواه و لوس و ننر بار آمده. هرچی که گغته و‌خواسته در اسرع وقت براش تهیه شده و از طرف همه مورد لطف و عنایت واقع شده. از همون بچگی به همه خواستهاش با خنده و گریه و پا زمین زدن رسیده تاااا وفتی که بزرگ و بزرگتر شد... حتی وقتی اراده کرد که ازدواج کنه خون همه رو به شیشه کرد و اخرشم با جار و جنجال زن گرفت... اخرین هنری که که ازش رونمایی کرده اینه که میخاد از همسرش جدابشه... اونم به دلایل واهی و بدون اطلاع ما... فقط دختر مردم رو تحت فشار گذاشته که به هیشکی نگی فقط بریم جدا بشیم... به همین سادگی و به همین خوشمزگی

+ تــاریـخ پنجشنبه نهم مرداد ۱۳۹۹ ساعـت 22:15 به قـلـم zamharir |