|
زَمِ ستان
|
سرماهات خوردم حسابی!حالا خدا کنه تا جمعه که عروسی پسر دایی هست خوب شم الهی!راستش من بدجور و ناجور سرما میخورم. ینی دولپی!بعدم تب میکنم و می افتم به پریشان بینی .جالب اینجاس که هذیانهایی که موقع تب میاد سراغم همیشه یه جور هستن. مثلا می بینم یه دیوار روبرومه که هی بلند و بلندتر میشه و میرسه به آسمونو یهو آوار میشه رو سرم و منم داد میزنم و از جام میپرم . بعد متوجه میشم چیزی نبود به جز یه توهم و یه عرق سرد میشینه روی تنم و یه نفس راحت می کشم و باز تو تب می سوزم ودوباره این دیوار سر به فلک کشیده میاد سراغم.
این توهم دیوار از همون بچگیا بوده و لابد تا پایان عمر ادامه خواهد داشت. اصلا سرماخوردگی من با همین توهم کامل میشه:))
مواظب خودتون باشین سرما نخورین اونم دولپی!:)