زَمِ ستان

ما همچنان پای لرز سرمایی که نا خواسته و خدادادی خورده ایم نشسته ایم.امروز رفتم تاپ کتمو از خیاط گرفتم و خیلی هم شیک شده ،دست خیاطمون درد نکنه و پول گزافیم که گرفت نوش جونش!حتی مامان که به خاطر رنگ هویجی پارچه امیدی به شیک شدنش نداشت اقرار کرد که خیلی خوش دوخت و زیبا شده! مبارکم باشه:)دمب بعضیا هم سه چارکم باشه:)

موهام که مش زده بودم  و دیروزم با مامان رفتیم صفایی به صورت دادیم و تازه اونجا به خانوم آرایشگر گفتم که یه کمی اخمامو باز کنه!خانوم آرایشگرم نامردی نکرده و زیادی بازشون کرده!جوری که هر کی امروز میدید منو با تعجب براندازم میکرد . :)آخر هم خانوم "شین" بهم گفتش: یه تغییراتی کردی ولی نمی فهمم چی هست!بهش گفتم :خب !مگه چیه؟ زمی کم اخم ندیدی؟

+ تــاریـخ چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعـت 19:18 به قـلـم zamharir |