زَمِ ستان

پارسال یکی دو روز زودتر یا دیرتر با خواهری به نام صبال آشنا شدم. فک کنم صبا ل(که پر نداره!خودش خبر نداره)علاوه بر اینکه خبر نداره که پر نداره از اینم بی خبره. ینی یکی دو روز پس و پیش سالگرد پیدایشش تو زندگی مجازی منه. بعد از صبال هم با الینا آشنا شدم که چرندو پرندای شیرین ذهن درگیرشو می نویسه. مثل اینکه این روزا که زیاد میاد اینجا و چیز و میز (منظور همون پست و مست میذاره)سر اینکه با همه قهره و نمتونه اونجا با هیشکی حرف بزنه میاد اینجا!ینی دنیای شیرین مجازی.قبل از صبال و الینا هم با آنا هیتا آشنا شده بودم و قبلتر ش با زهرای عزیز. بعد از اینا هم با دریا !همون دریایی که بخاطر خودش میاد اینجا و چند وقتی هست که از خودشم فرار کرده! خانوم فاف هم یکی دیگه از جاذبه های دنیای مجازیه!ریرای توت فرنگی هم نوشته هاش مزه ی توت فرنگی میده. توت فرنگیای تازه نه از اسانسای توت فرنگی که اصلا دوستشون ندارم.

الباقی خواهر و دوستایی که اینجا یافتیدم یخ داغه که دقیقا مثل اسمش یخی و داغیو با هم داره!سحر هم  تازگیا به من پیوسته !میس نرگسو هم فک کنم از طریق صبال منو پیدا کرده که باید به حسن انتخابش آفرین گرفت.(مرض خودتحویل گیرندگی بیش از حد دارم. مواظب خودتون باشین مسریه:))یه روزی یه معاونیم داشتم به اسم ننه گلاب که این روزا دیگه پیداش نیست. اون زمهریر همزادم که رفته خونه ی بخت و یحتمل سرگرمیای شیرین تر از دنیای مجازی داره!مبارکش باشه. پری دخت عزیز هم یه وقتایی میاد و نمیاد. شده مثل همون پریای قصه ها!البته دوستایی دیگه ای هم هستن. منظورم خواهرانه!که خودشون به زبون خوش بیان و اعلام کنن که اسمشو اضافه کنم. چون بهتر میدونن من چنذ هزار سال نوری تابیدم و دیگه حافظه ام نمناک شده:)

همش تقصیر این صبالست!می خواستم بگم یه خواهر دارم شاه نداره!همین باعث شد پای بقیه هم بیاد وسط. حتی اگه خوشتون نیاد. از همتون متشکرم.

دوستای عزیز!یه خواهر سیبیلو هم یادم رفته بود که الان می نویسم احسان سبیلو:))

احسان تو خواهری؟  نوشتم خواهران!!خواهرِجهش یافته ی دوست داشتنی ِسبیلو!!:)


+ تــاریـخ یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ ساعـت 15:39 به قـلـم zamharir |