|
زَمِ ستان
|
الان که چند روزی از تشکیل اون گروه کذایی گذشته ، سعی می کنم که نرم تلگرام. چون میدونم به محض روشن کردن وای فای چندین و چند دوست باهم پیام گذاشتن که نمیخوای عضو گروه خوابگاه ... بشی و جواب من به همشون نه هست . اما یکی از دوستان همیشه در صحنه تلگرام که دیده چند روزیه اونجاها آفتابی نیستم ویا آسته میامو آسته میرم ، خبرای گروه رو مسیج کرده:
ستاره مرده!
ستاره ای که پشت پاکت نامه به جای اسمش چنتا شکل ستاره می کشید. ستاره ای که موقع امضا می نوشت سی سی، دیگه نیست ! ستاره ای که هروقت باهاش حرف میزدم لکنت میگرفتم. ستاره ای که وقتی براش فال حافظ گرفتم و بهش گفتم تابستون عروس میشی با شیطنت گفت وای به حالت اگه نشم!ستاره ای که میدونست من رو همشهریام تعصب دارمو وقتی میخواست با عاطی دعوا کنه زیر چشمی بهم نگاه کرد و گفت وای به حال اونی که بخواد طرف عاطیو بگیره .
همین هفته قبل بود که داشتم خاطره پنیر کپک زده عاطی و بوی گند تو خوابگاه و دعوای ستاره رو تعریف میکردم. اون موقع خبر نداشتم ستاره افول کرده :((