|
زَمِ ستان
|
نامه ، تمیر ، پست و پست چی به دلم نمی نشیند وقتی دیگر تو نیستی . آسمان ابری و نم نم باران را بی تو در این دنیا دوست ندارم. تکیه کلامت " بد جنس خطرناک" را کجای دلم بگذارم؟ دوست جان ! خواهری که خیلی دوستم داشتی !،خبر رفتنت آتش به جانم زده !
خاطرت هست همیشه به یادم می آوردی که دوستیمان با صبح بخیر شروع شده، دوست جان ! صبحت و صبحهایت در آن دنیا بخیر!
آن یارکزو خانه ما جای پری بود /سرتاقدمش چون پری از عیب بری بود
از چنگ منش اختر بد مهر بدر برد/ آری چه کنم فتنه دور قمری بود