زَمِ ستان

من که دارم لذت می برم از این هوا! ینی کیف از نوع جیگریش اونم! اصلنم خوشم نمیاد که سرماییا بگن هوا بس ناجوانمردانه سرد است! ینی چییی؟؟؟؟ اینقده ماحالمون از گرما بد بود گفتیم هوای گرم خر است؟!! گفتیم چرا هعی خورشید خانوم واسه ما شکلک درمیاره؟؟ والا! دیگه نبینم. تازه نون هم نداشتیم توی این سرما و نم نم برف چارقد چاقچور کردم مثل خاله قزی جونا تیک تیک کنون رفتم نونوایی و شدم نون آور خونه! البته چون اسمایل تیک تیک کنون نبود ، مجبور شدم اسمایلی ویژژژژژ دسته جارو رو بذارم تا حس خوشم القاء بشه!اصلنم عجله نکردم. هعی نگفتم این آقای نونوا چرا لخ لخ میکنه؟ حتی فداکارانه نوبتمو میدادم به بقیه!

تازه وبلاگمم معروف شده!هعی میگن دمای هوا منفی صفر شده! خدایا شکرت که بالاخره منم معروف شدم. خدایا شکرت که زمهریرت رو تنها نذاشتی ! خدایا شکرت که برا یه روز ، یه هفته هم که شده همه فهمیدن زمهریر چیه و  ینی چی؟

البته وقتی یاد تیتر عصر ایران افتادم که نوشته بود «در این هوای برفی به داد هم برسیم. حضرات کار دارند»ه کمی که نه! بیشتر از یه کمی احساس گناه کردم که چرا انقده خوشحالمو به بقیه فکر نمیکنم. منو ببخشید همه ی بچه هایی که امشب سردتونه ! بیشتر از من حضرات رو ببخشید که تو مملکت نفت خیز هنوزم بعضیا از سرما می میرن!

ولی خب! دلِ منم دله دیگه! یه وختایی آرزوهای خُل مشنگی داره و از اینکه آرزوهاش برآورده میشن ذوق میکنه!

 

+ تــاریـخ پنجشنبه چهارم آذر ۱۳۹۵ ساعـت 21:17 به قـلـم zamharir |